قاعده ی ضمان ید (1)
قاعده ضمان ید :
آقای دکتر مدنی قاعده ی ضمان ید را چهارمین قاعده ی فقهی مستند مسئولیت مدنی
معرفی کرده اند . ایشان بیان می دارند ؛ بر طبق این قاعده ؛ هرکس بر مال دیگری مستولی
شود ، ضامن تلف و نقص آن است و مسئولیت دارد . و دلیل این قاعده را ، حدیث نبوی ذکر
کرده اند . جایی که فرمود : [ علی الید ما اخذت حتی تؤدّی ]
توضیح :
ــ به موجب این قاعده ؛ شخص مستولی بر مال دو مسئولیت دارد ؛ یکی رد عین مال به
صاحبش و دوم ، در صورت تلف آن مال ، مثل یا قیمت آن را به صاحب مال پرداخت کند .
ــ تسلط و استیلاء بر مال ، به هر شکلی ( غیر از ید امانی ) موجب مسئولیت تأدیه و
پرداخت خسارت وارده بر آن است . بنابراین اگر ؛ کسی مالی را پیدا کند و پس از ناامیدی از
پیدا کردن صاحبش ، آن را صدقه دهد و آنگاه مالک پیدا شده و مطالبه ی مال خود را کند ،
یابنده این مال ضامن است .
ــ در تحقق ضمان ید ، علم و جهل متصرف نقشی و تأثیری ندارد . و لازم نیست بین فعل
متصرف و تلف مال ، رابطه ی علیت باشد ویا او سبب تلف باشد . حتی اگر قوه قهریه
موجب اتلاف مال مورد تسلط شود ، رافع مسئولیت مدنی متسلط بر مال نیست .
بنابراین :
ــ اگر کسی ملک دیگری را مال خود پندارد و در آن تصرف کند ، ضامن تلف آنست .
ــ اگر کسی مالی را غضب کند و آن مال تلف شود ، جبران خسارت بر عهده ی غاصب است
توجه :
ــ ضمانت مال به موجب این قاعده و اهل عرف ؛ در صورت وجود عین مال ، استرداد عین مال
است و در صورت تلف یا تعذر از رد عین ، بدل مال به صاحبش رد می شود .
ــ قاعده ی ضمان ید متصرف در فقه یک قاعده ی کلی و عام است که در ابتدا ، شامل
تمام انواع تعرف ها و وضع یدها می شود . ید امانی به موجب ادله ی خاصی مبنی بر
عدم مسئولیت ید امین ، از تحت این عموم خارج شده است .
مستند قاعده ی ضمان ید :
آقای مصطفی محقق داماد در کتاب قواعد فقه خود ، سه مستند ذیل را برای قاعده ی ضمان
ید ذکر نموده است ؛
ــ بناء عقلاء
ــ سیره ی اسلامی و رویه ی جاریه ی مسلمانان در تمامی اعصار
ــ حدیث نبوی ؛ علی الید ما اخذت ، حتی تودّیه .
بررسی حدیث نبوی مستند قاعده ی ضمان :
ــ ناقل حدیث : علی الید ما اخذت حتی تودیه [ بر دست است ( در سلطه فرد است ) آنچه
را که فرد می گیرد تا زمانی که آنرا ادا ( مسترد ) کند . ] سمرة بن جندب است ( عامل صدور
قاعده ی لاضرر .... ) که گرچه روایت را مرسل و سندش را ضعیف کرده است ، به علت
استفاده ی زیاد فقها بر اساس این حدیث و شهرت فتوایی داشتن این حدیث به عنوان
مستند قاعده ی ضمان ، ضعف سند آن جبران شده است .
ــ بعضی از فقها را نظر بر این است که حدیث مذکور ، مسئولیت استیلاء بر مال دیگری / و
وجوب حفظ / و رد مال را به مالک گوشزد می کند . ( با این توضیح که به موجب این نظر
؛ مسلط بر مال غیر ، فقط مسئولیت حفظ مال و رد مال به مالکش را دارد ، ونه ضمانت آن
مال در قبال اتلاف و تلف شدن ) .
ــ مشهور فقها را نظر بر این است که ؛ به موجب این حدیثو قاعده ، شارع ، ضمانت مالی
را که مورد استیلاء قرار گرفته مادام که به مالک برگردانده نشده بر عهده ی مستولی بر مال
قرار داده است . بنابراین اگر شخصی بر مال دیگر مستولی شود تا زمانی که مال باقی
است موظف به تحویل عین مال به صاحبش است و اگر مال تلف شده باشد ، موظف به
تحویل عین مال به صاحبش است و اگر مال تلف شده باشد ، وی بایستی خسارت
مثلی یا قیمی مال را به مالک بپردازد .
تعریف های مثلی و قیمی :
الف ــ مثلی آنست که اجزاء آن از حیث قیمت به نسبت متساوی باشند . مانند ؛ گندم ، که
اگر صد کیلو آن هزار تومان باشد ، پنجاه کیلوی آن پانصد تومان باشد و همینطور ......
و قیمی آنست که چونین تساوی بین اجزاء آن نباشد . مثل ؛ فرش و یا گوسفند . ( که اگر
ده گوسفند هزار تومان باشد ، لزوماً 5 گوسفند ، پانصد تومان نیست ...... )
ب ــ مثلی آنست که افرادش از جهت صفات و آثار و قیمت ، متساوی باشند . بطوری که
اگر دو فرد یا بیشتر از آن با یکدیگر مخلوط شوند به علت همسانی و فرط شباهت قابل
تمیز نباشند . مثل ؛ حبوبات ، طلا و نقره ......
ج ــ در نظر دیگر ، تعیین مثلی و قیمی را موکول به عرف کرده است . بنابراین می توان گفت
مصنوعات کارخانجات مثلی ، و کالاهایی همچون ؛ روغن حیوانات و جواهر و سکه ی رایج
بقیمی هستند .
تعریف قانون مدنی از مثلی و قیمی :
ماده 950 قانون مدنی چونین اشعار می دارد : [ مثلی که در این قانون ذکر شده عبارت از
مالی است که اشتباه و نظایر آن نوعاً زیاد و شایع باشد . مانند ، حبوبات و نحو آن و قیمی
مقابل آن است ، معذلک تشخیص این معنی با عرف می باشد . ]
ــ برداشت فقهایی دیگر از حدیث ضمان آنست که ؛ این حدیث تنها ، حاکی از آنست که اگر
مالی نزد کسی باشد ، تا زمانی که عین مال باقی است ، آخذ مال ، ضامن است و باید مال
را به صاحبش بازگرداند . و لذا از این حدیث نمی تواند مستند ضمان شخص به پرداخت
خسارت در صورت تلف مال باشد . ( این دسته از فقها معتقدند ؛ « ما » ی موصوله در حدیث
اشاره به مال دارد و ضمیر در « تودیه » به مال بر می گردد . )
****************************
فروعات بحث قاعده ی ضمان ید :
یکم ــ نقش عمد و یا جهل و تقصیر در تصرف و ضمان :
ــ تصرف مال دیگری بدون مجوز . چه عمدی باشد و چه تصرف از روی جهل ، موجب ضمان
است .
ــ تقصیر در تصرف ، دخالتی در تحقق ضمان ندارد .
ــ اگر تصرف مال دیگری به عمد و قصد و از مصادیق غضب باشد ، علاوه بر مسئولیت مدنی
متصرف وی مجازات هم خواهد شد .
ــ و اگر متصرف بطور غیر عمدی مال دیگری را تصرف نماید ، متصرف فقط مسئولیت مدنی
داشته در باز پس دادن عین مال و یا پرداخت خسارت در صورت تلف مال . و دیگر مجازاتی
نمی شود .
دوم ــ تفاوت ضمان ید با غصب :
ــ غصب استیلاء بر مال غیر است عدواناً ( منظور از عدوان تجاوز به حق دیگری است . ) ولی
در ضمان ید ، عنصر عمد و قهر و عدوان لحاظ نشده و صرف تصرف موجب ضمان است .
ــ بنابراین ، اگر کسی مالی را به عقد فاسد قبض کند ، ضامن است ، ولی غاصب نیست .
زیرا فقدان عنصر عدوان ، تصرف را از مصادیق غصب خارج می کند . گرچه ، به موجب ماده
308 قانون مدنی ؛ [ ...... اثبات ید بر مال غیر بدون مجوز هم در حکم عضب است . ]
نتیجه اینکه :
ــ استیلاء بر مال دیگری بدون عمد و قهر و تنها به جهت مجوز نداشتن موجب ضمان ید است
ــ استیلاء بر مال دیگری به قهر و عدوان و غیر مجاز ، عضب محسوب می شود .
سوم ــ نقش فاعلیت متصرف در تلف مال غیر :
ــ در ضمان ید ، عنصر ؛ قصد و عمد و تقصیر متصرف نقشی ندارد .
ــ تحقق ضمان ید ، موکول به رابطه ی فاعلیت بین متصرف و تلف مال نیست و لذا اگر مال به
سبب سوانح طبیعی هم تلف شده باشد ، متصرف ضامن است .
فرق ضمان ید و ضمان اتلاف :
ــ اگر به موجب فعل مستقیم تلف کننده ، مال تلف شود ، به موجب قاعده ی اتلاف تلف
کننده ضامن جبران خسارت است . در این قاعده محور ضمان ، اتلاف مال دیگری است .
ــ در قاعده ضمان ید ، محور ضمان ؛ اصل استیلاء و وضع ید بر مال دیگری است . یعنی همین
که استیلاء غیر مجاز به مال غیر تحقق یافت ضمان ید محقق می شود . و متصرف ضامن
به رد مال و جبران خسارت در صورت تلف شده مال دارد .
قاعده ضمان ید و تسری آن به ضمان منافع :
پرسش 1 : آیا ضمان ید منحصر به ضمانت در عین مال تصرفی است ویا شامل منافع عین در
زمان تصرف نیز می شود ؟
1 ــ برخی از علاء شیعی و دو تن از علمای اهل سنت را نظر بر اینست که ؛ بین ضمان عین
و مالکیت منافع ملازمه وجود دارد و لذا ، غاصب را ضامن منافع مال تصرفی نمی دانند . و
قائل اند که ؛ متصرف در قبال ضمان نسبت به عین ، منافع زمان تصرف متعلق به اوست .
بدین ترتیب ، متصرف فقط ضامن عین مال است و منافع مال متعلق به غاصب است .
2 ــ مشهور فقهای امامیه را نظر بر این است که ؛ بین ضمان عین و مالکیت منافع ملازمه ای
نیست . کما اینکه در اجاره ، مستأجر که مالک منافع است ، در صورت تلف عین مستأجره ،
ضامن نخواهد بود . وبه عکس ؛ سارق ضامن عین مال مسروقه است در حالیکه مالک منافع
مال مسروقه نیست .
حاصل اینکه : شخص متصرف به موجب قاعده ی ضمان ید ، علاوه بر ضمانت بر رد عین
مال ، و جبران خسارت تلف مال ، ضامن منافع مال طی مدت تصرف خواهد بود .
تذکر : منافع مال دو گونه است ؛
ــ منافع بهره مند شده توسط متصرف ( منافع مستوفات )
ــ منافع ممکن الحصولی که متصرف ، بهره برداری از آن را سلب کرده ویا خود از آن بهره مند
نشده ( منافع غیر مستوفات ) .
مثال اول ؛ مثل اینکه کسی اتومبیل شخصی را تصرف کرده و از آن استفاده کند . در این
حالت ، شخص متصرف علاوه بر استیلاء بر مال ، از منافع آن نیز بهره برده است .
مثال دوم ؛ مثل اینکه شخصی اتومبیل دیگری را تصرف و در پارکینگ خود نگه دارد بطوریکه
نه خود از آن استفاده کند و نه ، مالک امکان استفاده از مال را دارد .
اکنون سئوالی مطرح است ؛
در اینکه به موجب قاعده ی ضمان ید ، شخص متصرف ضامن منافع مستوفات عین است ،
مشهور فقهاست . حال آیا ، متصرف ضامن منافع غیر مستوفات ( ممکن الحصول استفاده
نشده ) نیز هست ؟
پاسخ :
ــ مشهور فقهای امامیه را نظر بر اینست که ؛ به موجب عموم قاعده ی ضمان ید ، ضمانت
شخص متصرف شامل ، منافع غیر مستوفات هم می شود .
ــ در بین فقهای امامیه ، شیخ انصاری ؛ شمول قاعده ی ضمان ید را بر منافع غیر مستوفات
مخدوش می داند .
نظری دیگر :
اگر منافع فوت شده ی مال ناشی از عمل شخص متصرف باشد،متصرف به موجب قاعده ی تسبیت ضامن است .
استثنایی بر قاعده ی ضمان ید :
ــ به موجب قاعده ی ضمان ید ، اصل بر اینست که ؛ هر کس مالی را از دیگری بدون مجوز به
تصرف درآورد ، ضامن استرداد عین و پرداخت خسارت تلف و جبران منافع زمان تصرف مال
است .
ــ اما ، بر این قاعده ، استثنایی است ، و آن یدامین ( تصرف مال دیگری با اجازه ی صاحب
مال ) می باشد . به موجب این استثناء ، بعضی از ایادی که بر مال غیر مستقر می گردد ،
متصرف در قبال اصل و تلف مال مورد تصرف ( در شرایطی ) ضامن خسارت نیست .
مستند عدم ضمانت یدامین :
1 ــ آیه ی ، ما علی المحسنین من سبیل ( سخت گیری بر اشخاصی که می خواهند
احسان کنند نیست . )
2 ــ حدیث نبوی ؛ لیس علی الامین الا الیمین ( بر شخص امین جز سوگند چیزی نیست )
اقسام یدامین :
1 ــ وقتی متصرف ( امین ) از طرف مالک یا قائم مقام شرعی و قانونی او ، مأذون به تصرف
باشد . مثل ؛ اجاره / عاریه / شریک / مضارب و ......
2 ــ دیگر زمانی که مالی در معرض تلف باشد به مسلمین جواز شرعی داده شده که در آن
تصرف کنند . مثل ؛ مال پیدا شده ( لقطه ) . که پیدا کننده مال در صورتی که قصد بهره
برداری و خیانت نداشته باشد ، یدش امانی و لذا در صورت تلف مال پیدا شده ، ضامن
نیست . ( جواز در این نوع ید امین ، حکم شرع است ) .
استثنایی بر استثنای عدم ضمانت امین :
اگر عدم ضمانت امین را اصلی بدانیم بدین معنی که ؛ امین در صورت تلف مال مکلف به
جبران خسارت نیست ، استثنایی بر این اصل است . بدین معنی که امین هم ضامن
جبران تلف مال خواهد بود .
مواردی که امین ضامن می شود :
1 ــ وقتی که امین در مال مورد تصرف تعدی و تفریط کند که در این صورت امین قطعاً در قبال
تلف مال ضامن است .
2 ــ وقتی که در زمان تصرف ، تعدی و تفریطی صورت نگرفته ولی در عین حال ، متصرف
ضامن جبران خسارت تلف مال است . این موارد و مصادیق عبارتنداز :
الف ــ ضمانت عین معامله : ( ضمانت خریدار )
مثلاً وقتی شخصی که قصد خرید کالایی را دارد ( مثلاً ، ظرفی بلور ) و آن کالا را برای
ملاحظه و ارزیابی اوصاف به دست می گیرد ، و کالا از دستش می افتد و می شکند و
خسارت می بیند . در این حالت گرچه تعدی و تفریطی صورت نگرفته ، ولی خریدار ضامن
جبران خسارت تلف کالاست . در این مورد ، خریدار از طرف فروشنده جواز ملاحظه ی کالا را
داشته و لذا در قبض مال مأذون بوده است
ب ــ ضمانت تلف قبل از قبض : ( ضمانت فروشنده )
بنابر قاعده ی ؛ [ کل مبیع تلف قبل قبضه فهو من مال البایع ] . هر مبیعی قبل از قبض
تلف شود ، از مال بایع محسوب می شود ، اگر مال ( مبیع ) قبل از قبض مشتری ( نزد
فروشنده ) تلف شود ، در صورت مطالبه ی مشتری ، بایع ضامن پرداخت ثمن کالای پرداخت
شده ، یا مثل ویا قیمت کالاست . ( هر چند فروشنده تعدی و تفریطی هم نکرده باشد . )
ج ــ ضمانت صنعتگران و کارگران :
ــ اگر کارگر و صنعتگری مواد اولیه ای را از مالک بگیرد ( تا مثلاً ، پیراهن درست کند ) و مال
(حتی ) بدون تعدی و تفریط و خروج از حد اذن مالک ، تلف شود در قبال مالک ضامن است .
( نظر برخی ار فقها بنابر قاعده ی اتلاف )
ــ برخی دیگر فقها را نظر بر آنست که ؛ ضمانت کارگر و صنعتگر در قبال صاحب مال وقتی
است که عامل ( کارگر ) از حد اذن مالک خارج و موجب خسارت به مال گردد . ( زیرا ، صنعتگر
از طرف مالک در ساخت مأذون است و اذن دافع ضمان است . مگر صنعتگر از حد اذن مالک
خارج شود . )
رد این نظر : مالک به صنعتگر اجازه ی اصلاح و ساخت کالایی را داده ، نه خرابی و تلف
مال را . لذا ، اذن مالک دافع ضمان اتلاف نیست .
د ــ ضمانت باربران :
در خصوص ضمانت باربر در حمل و انتقال کالا و تلف و خسارت به آن دو نظر وجود دارد :
ــ طبق قاعده ی اتلاف باربر ضامن است .
ــ چون خسارت وارده به مال در حال حمل ، به علت حادثه ای و سقوط مال بوده و باربر
نقشی در آن نداشته ، مورد از مصادیق تلف است و نه اتلاف . لذا باربر ضامن تلف کالا نیست
ه ــ ضمانت در قبال مال قبض شده به عقد فاسد :
اگر به موجب عقد فاسدی ، مالی قبض شود دو طرف عقد نسبت به اموال رد و بدل شده
ضامن هستند . مثلاً ، بیعی به عقد فاسد صورت می گیرد . و کالا را خریدار و ثمن را
فروشنده قبض می کنند . در چونین عقدی خریدار نسبت به استرداد کالا و در صورت تلف
جبران خسارت ضامن است . و فروشنده نسبت به استرداد ثمن و در صورت تلف ، جبران
خسارت ضامن خواهد بود .
مستند شرعی این مسئله ، قاعده ی ؛ [ ما یضمن بصحیحه ، یضمن بفاسده ] است .
به معنای ؛ هر آنچه صحیح آن ضمان آور باشد ، فاسد آن هم ضمان آور است . در موارد
پنجگانه اخیرالذکر ، متصرف امین گرچه مرتکب تعدی و تفریطی نشده در قبال تلف مال ضامن
خواهد بود .
نکات پایانی :
1 ــ قاعده ید : از جمله ی قواعد فقهی است ( و نه قاعده ی اصولی )
2 ــ تعریف تفریط : تفریط آن است که شخص حافظ مال ، درست مال را حفظ نکند و در
نگهداری آن سستی نماید به گونه ای که مال ضایع یا تلف شود . مثل ؛ سستی نگهبان در
حفظ مال که موجب تلف آن شود .
3 ــ تعریف تعدی : تعدی آن است که شخص امین بر خلاف معهود یا معروف در مال مورد
امانت تصرف کند . مثل اینکه ، امین لباسی را از مالک می گیرد تا نگهداری کند ، ولی از آن
استفاده کرده و آن را می پوشد . در اینجا امین ، که قرار بوده فقط لباس را نگهداری کند ،
تعدی کرده و آن را مورد استفاده قرار داده و پوشیده است .
4 ــ تفاوت تعدی و تفریط :
ــ تفریط غالباً جنبه ی انفعالی ( کوتاهی در امری ) ، غیر عمدی و غیر خائنانه دارد .
ــ تعدی ، جنبه ی فاعلی ( استفاده خارج از اجازه داده شده ) ، عمدی و خائنانه دارد .
نکته :
اگر در مورد تعدی و تفریط بین مالک و متصرف اختلافی پیش آید و به دادگاه رجوع کنند ؛
ــ مالک باید اقامه ی دلیل بر تعدی و تفریط متصرف کند .
ــ و چون متصرف در مقام انکار است به موجب حدیث نبوی، [ لیس علی الامین الّاالیمن]
برای انکار تعدی و تفریط باید قسم بخورد .
حسن چقازردي